عدالت خواهان

۱۴۰۵ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

نامه مادر یک زندانی از زندان تهران بزرگ؛ گرسنگی، کف‌خوابی و ناامنی در بندها

 کانون حقوق بشر ایران، سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ – نامه مادر یکی از زندانیان زندان تهران بزرگ تصویری نگران‌کننده از شرایط زندگی در این زندان ارائه می‌کند؛ تصویری که در آن جیره غذایی ناکافی، حذف برخی اقلام اولیه، کمبود امکانات شست‌وشو، ازدحام شدید، خوابیدن زندانیان در راهرو و نمازخانه، گرانی فروشگاه، گردش پول و مواد مخدر و نبود رسیدگی مؤثر به شکایت‌ها در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. هویت نویسنده و فرزند زندانی او برای جلوگیری از ایجاد فشار و پیامدهای امنیتی محفوظ مانده است.

نامه‌ای از یک مادر؛ گزارشی از شرایط زندان تهران بزرگ

متن پیش رو بر پایه نامه‌ای تنظیم شده که مادر یکی از زندانیان درباره شرایط زندان تهران بزرگ نوشته است. برای حفاظت از امنیت زندانی و خانواده او، نام‌ها، مدت حبس، مشخصات پرونده، شعبه قضایی، محل دقیق زندگی و جزئیات منحصربه‌فردی که امکان شناسایی آنان را فراهم کند، از گزارش حذف شده است. بخش‌های مختلف نامه نیز به‌جای انتشار به شکل یک نامه شخصی، براساس موضوع دسته‌بندی و با زبان رسمی بازنویسی شده‌اند.

این نامه مجموعه‌ای از مشاهدات و اطلاعات منتقل‌شده از داخل زندان را دربر می‌گیرد. موارد ثبت‌شده، به‌ویژه درباره آزار جنسی، فروش مواد مخدر، اخاذی و همکاری احتمالی برخی کارکنان با شبکه‌های غیررسمی داخل بندها، به دلیل محدودیت دسترسی به زندان هنوز از سوی نهادی مستقل بررسی نشده‌اند. ماهیت جدی این موارد، ضرورت تحقیق مستقل، حفاظت از زندانیان گزارش‌دهنده و پاسخ‌گویی شفاف مسئولان را برجسته می‌کند.

جیره غذایی ناکافی و حذف نان از برنامه روزانه

یکی از اصلی‌ترین محورهای نامه، وضعیت تغذیه در زندان تهران بزرگ است. براساس اطلاعات درج‌شده در نامه، در برخی روزهای هفته غذای زندانیان به دو عدد تخم‌مرغ و یک سیب‌زمینی کوچک محدود می‌شود و در پاسخ به اعتراض آنان، کمبود سهمیه به‌عنوان دلیل اعلام می‌شود. نویسنده همچنین نوشته است نان سنگکی که پیش‌تر در وعده صبحانه توزیع می‌شد، قطع شده و جایگزین کافی و مشخصی برای آن در نظر گرفته نشده است.

در نامه آمده است که شیر، لبنیات، میوه و غذای باکیفیت به‌طور منظم در اختیار زندانیان قرار نمی‌گیرد. این کمبود، زندانیان را به خرید از فروشگاه وابسته می‌کند؛ اما گوشت، مرغ، میوه و دیگر مواد خوراکی با قیمت‌هایی عرضه می‌شوند که تنها شمار محدودی توان پرداخت آن را دارند. در نتیجه، دسترسی به غذای مناسب عملاً با توان مالی زندانی و خانواده او پیوند می‌خورد.

محرومیت از اقلام بهداشتی و هزینه شست‌وشوی لباس

بخش دیگری از نامه به تأمین‌نشدن وسایل ضروری زندگی اختصاص دارد. نویسنده می‌گوید اقلامی مانند شامپو، صابون، پودر لباس‌شویی و لباس زیر که باید در حد نیاز در اختیار زندانیان قرار گیرند، به شکل کافی توزیع نمی‌شوند. زندانیانی که از حمایت مالی بیرون برخوردار نیستند، ناچارند بدون این وسایل ضروری زندگی کنند یا برای تهیه آنها از دیگران کمک بگیرند.

برای شست‌وشوی لباس نیز دو راه توصیف شده است: پرداخت پول برای شستن هر قطعه لباس یا شست‌وشوی دستی در محوطه حیاط. نامه شرایط حیاط را به دلیل تابش شدید آفتاب و گرما نامناسب توصیف می‌کند. از سوی دیگر، اگر لباس‌ها برای خشک‌شدن در حیاط باقی بمانند، احتمال سرقت آنها وجود دارد. به این ترتیب، حتی حفظ حداقل نظافت شخصی به مسئله‌ای پرهزینه و ناامن تبدیل شده است.

کف‌خوابی در راهرو و نمازخانه تیپ پنج

براساس نامه مادر این زندانی، شمار قابل‌توجهی از زندانیان تیپ پنج زندان تهران بزرگ تخت ندارند و شب‌ها در راهرو یا نمازخانه روی زمین می‌خوابند. استفاده از فضاهای عبوری و عمومی برای خواب نشان‌دهنده فشردگی جمعیت و نبود تناسب میان شمار زندانیان و ظرفیت واقعی محل نگهداری است.

نامه همچنین گزارش می‌دهد که دسترسی به تخت در عمل با پول و نفوذ گره خورده است. به گفته نویسنده، زندانیانی که منابع مالی بیشتری دارند و قادرند در داخل زندان هزینه کنند، شانس بیشتری برای داشتن تخت و امکانات بهتر پیدا می‌کنند. در مقابل، زندانیان کم‌درآمد ناچار به کف‌خوابی می‌شوند. این وضعیت نشان‌دهنده شکل‌گیری یک نظام غیررسمی تبعیض‌آمیز در دسترسی به ابتدایی‌ترین امکانات است و باید مستقلاً بررسی شود.

فروش اجباری اقلام ضروری و تعمیق نابرابری

در نامه آمده است که زندانیان باید ظرف غذا، بالش و پتو را از فروشگاه تهیه کنند. نویسنده قیمت این اقلام را بالا و کیفیت آنها را پایین توصیف کرده است. خانواده‌هایی که خود با هزینه‌های رفت‌وآمد، پیگیری قضایی و تأمین نیازهای زندانی روبه‌رو هستند، ناچار می‌شوند برای خرید وسایلی پول بپردازند که بخشی از حداقل شرایط نگهداری محسوب می‌شوند.

در چنین ساختاری، محرومیت مالی می‌تواند به محرومیت از غذا، خواب، بهداشت و ارتباط با خانواده تبدیل شود. این وضعیت فشار اصلی را نه‌تنها بر زندانی، بلکه بر خانواده او تحمیل می‌کند. خانواده‌ها برای جلوگیری از گرسنگی یا بی‌امکاناتی بستگان خود مجبور به تأمین پول می‌شوند و همین نیاز دائمی، زمینه سوءاستفاده مالی و شکل‌گیری بازارهای غیررسمی را افزایش می‌دهد.

اطلاعات نامه درباره شبکه فروش مواد و اخاذی از خانواده‌ها

یکی از جدی‌ترین بخش‌های نامه به عملکرد افرادی مربوط است که در ادبیات زندان «وکیل‌بند» نامیده می‌شوند؛ زندانیانی که برای انجام برخی امور داخلی و ارتباط میان مسئولان و افراد محبوس انتخاب می‌شوند. در نامه آمده است بعضی از این افراد با تشکیل گروه‌های چندنفره، مواد مخدر و قرص را در بندها با قیمت بالا می‌فروشند و خانواده‌ها برای پرداخت هزینه‌ها ناچار به انتقال پول به حساب‌های معرفی‌شده می‌شوند.

این نامه همچنین گزارش می‌کند که بعضی لباس‌ها، دمپایی‌ها و وسایل ارسالی خانواده‌ها با فشار یا پرداخت مبلغی ناچیز از زندانیان گرفته و با قیمت بالاتر فروخته می‌شوند. نویسنده از احتمال همکاری یا چشم‌پوشی برخی کارکنان نیز سخن گفته و پرسیده است مواد، تلفن همراه و کالاهای قابل‌فروش چگونه از بازرسی‌ها عبور می‌کنند. این موارد نیازمند تحقیق مستقل درباره مسیر ورود اقلام و افراد دخیل است.

تلفن همراه، تماس‌های گران و بازار ارتباط با خانواده

براساس نامه، برخی افراد بانفوذ در بندها به تلفن همراه دسترسی دارند، درحالی‌که زندانیان عادی برای تماس با خانواده با محدودیت روبه‌رو هستند. در اطلاعات ارسال‌شده آمده است که هنگام نیاز ضروری یک زندانی به تماس، امکان استفاده چنددقیقه‌ای از تلفن غیررسمی در برابر پرداخت مبلغ بالا فراهم می‌شود.

وجود تلفن همراه غیرمجاز در اختیار گروهی محدود، هم‌زمان با بازرسی شدید خانواده‌ها، پرسشی اساسی درباره کارآمدی و جهت‌گیری سازوکارهای نظارتی ایجاد می‌کند. اگر ورود وسایل خانواده‌ها با سخت‌گیری کنترل می‌شود، منشأ ورود تجهیزاتی مانند تلفن همراه باید به‌طور شفاف بررسی شود و مسئولیت افراد دخیل مشخص گردد.

گزارش‌های نگران‌کننده از آزار جنسی، تهدید و ضرب‌وشتم

نگران‌کننده‌ترین بخش نامه، گزارش وقوع آزار جنسی علیه شماری از زندانیان جوان و آسیب‌پذیر است. طبق اطلاعات درج‌شده در نامه، برخی افراد بانفوذ در بندها زندانیان را مورد تعرض قرار می‌دهند و آنان را تهدید می‌کنند که درباره آنچه رخ داده سخن نگویند. روزهای تعطیل و کاهش حضور یا نظارت اداری نیز به‌عنوان زمان افزایش خطر توصیف شده است.

نامه همچنین از ضرب‌وشتم زندانیان در سرویس‌های بهداشتی سخن می‌گوید؛ فضاهایی که ممکن است از دید دوربین‌ها یا نظارت مستقیم دور باشند. ثبت این موارد به دلیل خطر انتقام‌گیری، انگ اجتماعی، ترس از انتقال تنبیهی و بی‌اعتمادی به روند شکایت بسیار دشوار است. سکوت قربانی در چنین شرایطی را نمی‌توان نشانه نبود خشونت دانست.

گزارش آزار جنسی باید با سازوکاری محرمانه و مستقل بررسی شود. قربانی یا شاهد باید بتواند بدون رویارویی با عامل احتمالی و بدون خطر مجازات یا افشای هویت شکایت کند. دسترسی به پزشک مستقل، حمایت روانی و جلوگیری از تماس متهم با شاکی نیز ضروری است.

بازرسی تحقیرآمیز زنان در زمان ملاقات

مادر این زندانی در بخش دیگری از نامه، شیوه بازرسی زنان خانواده در ملاقات حضوری را تحقیرآمیز توصیف کرده است. براساس اطلاعات درج‌شده در نامه، برخی زنان پیش از ورود به سالن ملاقات مجبور به درآوردن لباس برای بازرسی بدنی می‌شوند. نویسنده این اقدام را تعرض به حرمت و کرامت خانواده‌هایی می‌داند که تنها برای دیدار بستگان زندانی خود مراجعه کرده‌اند.

نویسنده نامه میان سخت‌گیری علیه خانواده‌ها و دسترسی گسترده به مواد و تلفن همراه در داخل بندها تناقض می‌بیند. این پرسش مطرح است که اگر خانواده‌ها تحت بازرسی‌های شدید قرار می‌گیرند، شبکه توزیع اقلام ممنوعه چگونه همچنان فعال می‌ماند. بررسی این تناقض باید متوجه مسیرهای سازمان‌یافته و احتمال تخلف داخلی باشد، نه اینکه فشار بیشتری بر همه خانواده‌ها وارد شود.

سرویس‌های بهداشتی فرسوده و خطر گسترش بیماری

در نامه وضعیت بخشی از سرویس‌های بهداشتی بندها نامناسب توصیف شده است. براساس اطلاعات درج‌شده، تعدادی از سرویس‌ها عملاً به محل مصرف مواد تبدیل شده‌اند و حتی در بعضی نقاط شیر آب قابل‌استفاده وجود ندارد. نبود آب، نظافت ناکافی و استفاده هم‌زمان از این فضاها برای مصرف مواد، سلامت همه زندانیان را تهدید می‌کند.

نویسنده همچنین از کمبود سرنگ و افزایش نگرانی درباره انتقال بیماری نوشته است. این بخش از نامه روشن نمی‌کند منظور کمبود تجهیزات درمانی است یا استفاده مشترک از سرنگ در چرخه مصرف مواد؛ بااین‌حال، هر دو وضعیت نیازمند مداخله فوری پزشکی و بهداشتی هستند. پیشگیری از بیماری‌های عفونی مستلزم دسترسی به درمان، آموزش، غربالگری محرمانه و سیاست‌های علمی کاهش آسیب است.

نبود نظارت مؤثر و بی‌نتیجه‌ماندن شکایت‌ها

نامه مادر این زندانی از فاصله مدیران و مددکاران با واقعیت داخل بندها انتقاد می‌کند. به گفته او، مسئولان مرتبط به‌طور منظم وارد بندها نمی‌شوند تا شرایط خواب، غذا، بهداشت و رفتار افراد بانفوذ را از نزدیک بررسی کنند. در نتیجه، بخش مهمی از مدیریت روزمره در اختیار ساختارهای غیررسمی قرار می‌گیرد.

نامه همچنین به سرگردانی خانواده‌ها در پیگیری‌های اداری و قضایی اشاره دارد؛ از پاسخ‌گویی نامناسب تا تأخیرهای طولانی و نبود توضیح روشن درباره درخواست‌های قانونی زندانی. برای جلوگیری از شناسایی خانواده، نام واحد قضایی، شعبه، کارکنان و جزئیات پرونده از این گزارش حذف شده است. اصل مسئله اما باقی است: خانواده‌ها باید به مسیر پاسخ‌گویی مشخص، محترمانه و قابل پیگیری دسترسی داشته باشند.

چرا این نامه باید مستقل بررسی شود؟

بررسی واقعی شرایط زندان تهران بزرگ نباید به بازدیدهای ازپیش‌اعلام‌شده یا گفت‌وگو با مدیران محدود بماند. بازرسان مستقل باید امکان گفت‌وگوی محرمانه با زندانیان، خانواده‌ها، کارکنان عادی، کادر درمان و افراد منتقل‌شده از بندهای مختلف را داشته باشند. وضعیت انبار غذا، قرارداد فروشگاه، قیمت کالاها، فهرست توزیع اقلام بهداشتی، ظرفیت تخت‌ها، شکایت‌های ثبت‌شده و گزارش‌های درمانی نیز باید بررسی شود.

حفاظت از افرادی که اطلاعات ارائه می‌کنند، بخش جدایی‌ناپذیر چنین تحقیقی است. اگر زندانی یا خانواده او احتمال دهد پس از شکایت با انتقال، محرومیت از تماس، فشار در پرونده یا خشونت داخل بند روبه‌رو می‌شود، سازوکار نظارتی عملاً کارایی خود را از دست می‌دهد. محرمانگی هویت، ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و امکان پیگیری خارج از ساختار اداری زندان ضروری است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

هشدار تخلیه نیروی دریایی سپاه به نفتکش‌ها در کویت و بحرین

  نیروی دریایی سپاه پاسداران، شامگاه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، به خدمه نفتکش‌های مستقر در محدوده اسکله‌های کویت و بحرین هشدار داد که شناورهای خود را ف...