جمهوری اسلامی این تنگه را راهی برای فشار بر جهان برای گرفتن امتیاز میداند. امتیازی که از نظر آنها باید پیشتر به دست میآمد و آتشبس را مانعی برای تحقق این امتیاز میدانند. برخی از چهرههای نزدیک به حاکمیت تاکید دارند بسته ماندن بیشتر تنگه هرمز در جنگ، میتوانست قیمت نفت را گرانتر کند و حتی آن را به ۳۰۰ دلار برساند.
اما همین اصرار بر کنترل تنگه هرمز و حملات متعددی که آمریکا به مناطق مختلف در جنب ایران انجام میدهد، به چالش جدیدی برای حکومت بدل شده است. برخی از تحلیلگران سیاسی این حملات آمریکا به نوار ساحلی ایران را نگرانکننده میدانند و میگویند این طرحی است که «هدف آن خنثی کردن، یا حتی فراهم کردن زمینه برای کنترل آینده برخی از مهمترین نقاط استراتژیک جنوب ایران است.» با این حال، اصرار بر کنترل هرمز از ترکیبِ ملاحظات حاکمیتی، امنیتی و اقتصادی ناشی میشود که حاکمیت حاضر به عقبنشینی از آن نیست.
چه شد که تنگه هرمز کانون جدید بحران شد؟
تنگه هرمز در وضعیتی بسیار شکننده و معلق قرار دارد. از یک سو رییسجمهور آمریکا میگوید این آبراه باز است، اما در سوی دیگر در ۲۶تیرماه صداوسیما اعلام کرد تنگه هرمز به دستور نیروی دریایی سپاه بسته و تحت کنترل کامل ایران است و تا زمان ادامه حضور و اقدامات آمریکا در منطقه، صادرات نفت و گاز از این آبراه انجام نخواهد شد.
همزمان با ازسرگیری حملات و ضدحملات بین ایران و آمریکا، تردد نفتکشها بهطور چشمگیری کاهش یافته است. خبرگزاری «رویترز» حدود یک هفته پیش گزارش داد که، عبور نفتکشها به پایینترین سطح دو ماهه گذشته رسیده است و همچنان ادامه دارد. در ایران به ویژه جریان نزدیک به پایداری از این وضعیت راضی هستند و کسانی مانند «علی خضریان» نماینده تندرو مجلس میگویند: «آمریکاییها امروز میبینند که این خطکش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که تعیین میکند از چه مسیری رفت و آمد شود.»
محرک این وضعیت، زنجیرهای از رخدادهای دریایی و نظامی بود که در حدود ۷ روز پیش و پس از آن که طرفین در مسقط، پایتخت عمان نتوانستند به توافقی درباره تنگه هرمز برسند، آغاز شد. پس از این جلسه، جمهوری اسلامی حمله به نفتکشها را آغاز کرد و سنتکام به آن پاسخ داد. ریشه تنش نیز به این باز میگشت که عمان با همراهی آمریکا مسیر جدیدی در جنوب تنگه به وجود آورده بود که ایران آن را مغایر با حاکمیتش بر تنگه هرمز میدانست. سخنگوی وزارت خارجه ایران در این باره میگوید: «براساس یادداشت تفاهم، هیچ نکتهای وجود ندارد که به آمریکا اجازه دهد مسیر موازی مستقلی در تنگه هرمز ایجاد کند.»
اما این جنگ ریشه دیگری در تفاهم نامه صلح بین دو طرف دارد. بر اساس بند پنجم این متن قرار بود ایران تنگه هرمز را دوباره باز کند و آزادی کشتیرانی را تثبیت کند. اما مبهم بودن این بند باعث شد تا از از زمان امضای این توافق طرفین نتوانند بر نحوه اجرایی شدن آن توافق کنند. در عین حال جمهوری اسلامی مدعی بود که همه چیز باید در هماهنگی با ایران اجرایی شود.
«رضا میرابیان»، سفیر پیشین ایران در کویت توضیح میدهد که آمریکا میخواست در این فرصت ۶۰ روزه تفاهمنامه کشتیها را از مسیر کریدور عمان عبور دهد و پس از مدتی کل تنگه هرمز را تصاحب کند. او معتقد است که ایجاد کریدور عمان توسط آمریکا یک توطئه برای از بین بردن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بود که با بسته شدن تنگه توسط سپاه کاملا خنثی شد.
حالا برخی نگرانند از اینکه تنگه هرمز از دست برود. این افراد مانند «احمد سبحانی» مدیرکل اسبق وزارت امور خارجه، میگویند: «اگر تنگه هرمز را از دست بدهیم اتفاقی دقیقا مثل غزه برایمان میافتد و همانطور مورد تهاجم گسترده قرار میگیریم» او توضیح میدهد که «الان که در موضع قدرت هستیم ترامپ تک تک بندهای تفاهم را نقض کرد، اگر تنگه را از دست بدهیم که در حمله گسترده به کشور تردید نخواهد کرد.» بر همین اساس او معتقد است «وقتی تنگه هرمز در دستان ماست کنترل انرژی کل جهان را در دست داریم.» او حتی بیان میکند که این ایران است که ابتکار عمل را در لحظه کنونی در دست دارد و میگوید: «ترامپ ۲ ماه دیگر زمان میخواست تا ذخایر نفت خودش را از طریق باز بودن تنگه هرمز پر کند و سپس حمله را آغاز کند ولی ما با حرکت پیشدستانه بستن تنگه نقشههای او را خراب کردیم.»
برگ برنده هرمز چیست؟
در ایران برخی میگویند که با کنترل تنگه هرمز و مسیر تردد انرژی به زودی روزهای تلخ و «زمستان سرد» در غرب آغاز خواهد شد. همان رویکردی که سالها پیش به جنگ روسیه و اوکراین داشتند و آن موقع «محمد مرندی»، مشاور تیم مذاکره کننده، نوشته بود: «زمستان نزدیک است و اتحادیه اروپا با بحران انرژی فلجکننده مواجه است.»
حالا به همان سیاق «علی ودایع»، تحلیلگر روابط بینالملل، میگوید: «فراموش نکنیم که زمستان در راه است و فقط اندکی بسته ماندن تنگه هرمز توسط ایران، آمریکا و اروپا را از نظر انرژی زمینگیر خواهد کرد.» او توضیح میدهد: «آمریکا و اروپا از طرفی درگیر جنگ با روسیه هستند و مجبورند از چند ماه جلوتر به فکر ذخیرهسازی انرژی برای زمستان باشند ولی ایران با بسته نگه داشتن تنگه هرمز میتواند در این کشورها بحران ایجاد کند.»
«مهدی عربصادق»، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی معتقد است: «برگ برنده ما برای زمستان قطر است، اگر تنگه هرمز را همچنان بسته نگه داریم و جلوی صادرات گاز قطر را بگیریم اروپا و آمریکا در تاریکی فرو خواهند رفت.» او میگوید: «اگر تنها ۳ ماه دیگر تنگه هرمز را بسته نگه داریم و کاری کنیم که آمریکا در تله خلیج فارس بماند، قیمت نفت به شکل دایمی ۲۰۰ دلار خواهد شد.»
در ادامه همین منطق «احمد دستمالچیان» سفیر سابق ایران در لبنان و اردن میگوید: «طبق آمار منتشر شده در رسانههای آمریکایی، ترامپ اصلا نتوانسته در این مدت ذخایر استراتژیک نفت آمریکا را پر کند.» وی تاکید دارد «اگر سپاه فقط چند هفته دیگر تنگه هرمز را بسته نگه دارد حتما ذخایر نفت آمریکا به بحرانیترین سطح خود خواهد رسید.» یا سفیر دیگری جمهوری اسلامی میگوید: «ذخایر نفتی آمریکا هنوز پر نشده و بسته شدن دوباره تنگه هرمز توسط سپاه این بار باعث بحرانی شدیدتر خواهد شد.»
اما برخی معتقدند که با سه هفته به نتیجه نمیرسیم بلکه باید سه ماه باشد. «محمودرضا سجادی»، سفیر اسبق ایران در روسیه تاکید دارد «از الان فقط ۳ ماه بسته ماندن تنگه هرمز میتواند اقتصاد آمریکا را در حوزه صنعت و کشاورزی با بحران جدی مواجه کند.» او میگوید: «حتی با روشهای خشن هم که شده باید بتوانیم برگه برندهای چون تنگه هرمز را حفظ کنیم و بسته نگه داریم.» او حتی پیشنهاد میکند باید سران منطقه به ویژه امارات را کشت و عنوان میکند: «کشتن ترامپ هیچ هزینهای برای ما ندارد و با کشتن او جنگ هم تمام خواهد شد.»
«حمیدرضا مقدمفر»، مشاور رسانهای فرماندهکل سپاه، ضمن تاکید بر اینکه ضربات اخیر سپاه خیلی هوشمندانه است از امکانهای به هم وصل شدن تو تنگه آبی منطقه حرف زده و میگوید: «تنگه هرمز و بابالمندب دو گذرگاه مهم و راهبردی در معادلات منطقهای و جهانی هستند و نقشآفرینی همزمان این دو نقطه میتواند موازنههای انرژی، تجارت و امنیت بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.»
آیا هرمز میتواند ضرر بزند؟
برخی در ایران با رویکرد کلیای که در حاکمیت پدید آمده همسو نیستند و آن را چندان به نفع کشور نمیدانند. «رسول صفرآهنگ» تحلیلگر سیاسی، موضعی میانه اتخاذ میکند و معتقد است تنگه هرمز را نه میتوان بهطور معتبر «ملی» کرد و نه بهطور پایدار «نظامی» نگه داشت. او میگوید این آبراه تنها زمانی از چرخه بحران بیرون میآید که سه اصل بهصورت همزمان پذیرفته شود: نخست، اصل غیرقابل انسداد بودن عبور بینالمللی. دوم، حق دولتهای ساحلی برای مشارکت در ایمنی، محیطزیست و مدیریت فنی، بدون تبدیل آن به اقتدار انحصاری. سوم، ممنوعیت استفاده از امنیت دریایی بهعنوان پوششی برای اخذ عوارض، مجازات جمعی یا تحمیل سیاسی.
«رحمان قهرمانپور»، کارشناس مسائل بینالملل، با رویکردی انتقادی نسبت به تبدیل تنگه هرمز به یک موضوع هویتی و «حق هستهای» دیگر، استدلال میکند که این آبراه نباید به عنوان هدفی مستقل و ابزاری برای بازدارندگی مطلق نگریسته شود، زیرا چنین رویکردی کشور را درگیر منازعهای فرسایشی میکند که در آن تابآوری اقتصادی و نظامی رقبا در بلندمدت برتر است. وی با تأکید بر لزوم تفکیک میان سیاستگذاری عقلانی و هیجانات ملیگرایانه، تصریح میکند که ادعای «اداره انحصاری» تنگه هرمز علاوه بر اینکه با کنوانسیونهای بینالمللی حقوق دریاها در تضاد است، از منظر عملیاتی نیز غیرممکن است؛ لذا او پیشنهاد میدهد: «باید تلاش میکردیم سهم بیشتری از اداره هرمز داشته باشیم، نه آنکه انحصاری آن را در اختیار بگیریم، زیرا این کار نه ممکن است، نه شدنی و نه با کنوانسیونهای بینالمللی مطابقت دارد» و برای تحقق این هدف، بایستی به جای ابزارهای سلبی، با طراحی راهکارهای ایجابی و دیپلماتیک، قدرت مانور و نقش ایران در تجارت و رفتوآمد این گذرگاه راهبردی را به شکلی عقلانی افزایش داد.
اما هستند کسانی در فضای سیاسی امروز ایران که مخالف سیاستهای کنونی در رابطه با تنگه هرمز هستند و این اقدام را مخرب میدانند. «کوروش احمدی» دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل، میگوید: «اصلا تنگه هرمز ارزش اینکه مبنایی باشه برای یک جنگ تمام عیار یا حتی جنگ محدود ندارد. چرا که ما با این تنگه کار خاصی نمیکنیم.» او میگوید این آب راه یک امکان جغرافیایی است و نباید در آن محدودیت ایجاد کرد.
در کنار این مخالفتها آنچه عیان است ضربات جدیای است که زیرساختهای ایران دریافت میکنند. اما جمهوری اسلامی این آبراه را نه یک مسیر عبور عادی، بلکه یکی از اصلیترین اهرمهای امنیت ملی، بازدارندگی منطقهای و فشار بر آمریکا و متحدانش میداند. در منطق تهران، هرمز، سنگر دفاعی کشور و ابزاری برای اعمال هزینه بر طرف مقابل است. از همین رو، هم در سطح سیاسی و نظامی نمیخواهد این اهرم را از دست دهد. اما سوال اینجاست که بهای این اهرم چه خواهد بود؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر